السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

127

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

4 - ابوالفداء در « المختصر حوادث : 571 » 5 - ابن‌وردى در « تتمة المختصر حوادث : 571 » 6 - ذهبى در « تذكرة الحفاظ 4 / 1328 » و « العبر 4 / 212 » و « دول الاسلام حوادث : 571 » 7 - يافعى در « مرآة الجنان 3 / 393 » 8 - سبكى در « طبقات الشافعية 7 / 215 » 9 - اسنوى در « طبقات الشافعيه 2 / 216 » 10 - ابن‌قاضى شهبة در « طبقات الشّافعيه 1 / 345 » 11 - جلال‌الدّين سيوطى در « طبقات الحفّاظ / 474 » 12 - ديار بكرى در « الخميس حوادث : 571 » 13 - قنوجى در « التاج المكلّل 84 » خلاصه‌ى بيان ابن‌خلّكان چنين است : « حافظ ، ابوالقاسم ابن‌عساكر دمشقى ، ملقّب به « ثقةالدّين » ، يگانه محدّث شام در دوران خود و از بزرگان فقيهان شافعى بود ، حديث بر او چيره گشت و بدان شهرت يافت و در جمع‌آورى آن بسيار كوشيد تا آن‌جا كه كسى به آن شمار از حديث دسترسى نيافت . به مسافرت و گردش در شهرها روى آورد و با اساتيد ملاقات كرد . حافظى ديندار بود ، ميان شناخت متون و اسنادها جمع كرده بود و در توضيح حديث‌ها بيانى نيكو داشت . از گِردآورى و تأليف لذّت مىبرد ، تاريخ كبير را درباره‌ى دمشق در هشتاد جلد نوشت و شگفتىهاى بسيارى در آن گنجانيد كه اين خود گزيده‌ها و مطالب صحيح انتخابى اوست كه از ميان پيش‌نويس‌هاى بىشمار خود گزينش كرده است . علاوه بر اين نوشته‌هايى نيكو و رساله‌هاى سودمند ديگرى هم دارد . » در كتاب « العبر » همچنين آورده است : « حافظ ، ابن‌عساكر نويسنده‌ى تاريخ هشتاد جلدى ، محدّث شام ، ثقةالدّين است . در حديث و رجال‌شناسى ، سرآمد مردم زمان خويش بود ، و به بالاترين قله‌ى آن دست يافت و هر كس تاريخ او را بنگرد ، به جايگاه او در حفظ آگاهى